تبلیغات
* میکی و ستسونا * - خلاصه فصل دوم سریال قبول میکنم
*افسانه ها درس عبرت اند دنیایی از حقیقت اند*

خلاصه فصل دوم سریال قبول میکنم

چهارشنبه 29 مرداد 1393 10:05 ق.ظ

نویسنده : ♫ ♪ لیانا ♪ ♫
ارسال شده در: سریال ، هندی ،
سلام

امروز براتون خلاصه فصل دوم سریال قبول میکنم رو آوردم

البته از الان بگما همچین زیادم مطمئن نیستم من همه اینا رو از یه سایت گرفتم

برید و یه نکته دیگه همش نیست ها فقط تا اونجاییه که پخش شده

ادامه
داستان میره به22سال بعد از مرگ اسد و زیا و بعد از زمان فرار دلشاد از اون خونه!!و این داستان زندگی صنم(دختر زیا)و مادربزرگش دلشاد و دختر عموش حایا است!!و همین طور دشمنی بزرگ صنم با پسر خودخواه و دختر باز تنویر که اسمش آهیل است!!آهیل و تنویر در همان خانه ای که تنویر22سال پیش آتش زد زندگی میکنند و بعد ها صنم به دلیل بدهکاری مجبور میشود توی همون خونه ای که پدر و مادرش در اون به قتل رسیدند به عنوان خدمتکار کار کند ولی وقتی برای اولین بار وارد آن خانه میشود احساس میکند نزدیکی خاصی با آن خانه دارد و در باطنش نیز خاستار فرصت برای انتقام از آهیل است!!
تنویر تمامی اموال پدر آهیل را برای خودش و پسرش ریحان میخواهد ولی برای این کار آهیل باید قبل از سالگرد تولد30سالگی اش ازدواج کند که این باعث وارد شدن دختری به نام ندا به داستان میشود.ندا از دوستان دانشگاهی آهیل است و بعد از مدتی تنویر تصمیم میگیرد به اجبار ندا را به عقد آهیل درآورد ولی خبر ندارد که ندا هم دنبال به دست آوردن اموال آهیل است.اما بعد اتفاقات زیادی برای آهیل می افتد که باعث میشود سرنوشت آهیل به سرنوشت صنم بر بخورد و خبر ندارد که برادر ناتنی اش ریحان عاشق صنم است.
بعد از مدتی ندا متوجه میشود که آهیل شیفته ی صنم شده و تصمیم میگیرد با استفاده از ماشین لباس شویی صنم را بکشد ولی آهیل از راه میرسد و صنم را نجات میدهد!!بعد یه مدت آهیل متوجه میشود که ریحان و صنم گاهی اوقات باهم خیلی خوب هستند و حتی بیشتر از یک دوست و فکر میکند که  مسئله عشقی بینشان وجود دارد که این باعث به وجود آمدن حسادت شدید در آهیل میشود که شایعه نیز ایجاد میکند.
ندا الان هم از صنم و همین طور از آهیل متنفر شده و تصمیم کشتنشان را دارد !!تنویر هم که از ابتدا از عروسی مث ندا خوشش نمیامده به هر طوری شده ندا رو دست به سر میکند و تصمیم میگیرد که این بار صنم را به عقد آهیل در آورد و خبر ندارد که پسرش ریحان هم صنم را دوست دارد!!تنویر نمیدانست که صنم را باید از مادربزرگش خاستگاری کند و این را هم نمیدانست که آن مادربزرگ دلشاد است!!تنویر میاید و نظر صنم را میپرسد ولی میفهمد که مادر بزرگ صنم در بیمارستان است و صنم هم برای درمان مادربزرگش نیازه به مقدار زیادی پول دارد!! تنویر هم میگوید که بیا با آهیل ازدواج کن دراون صورت منم خرج بیمارستان و عمل مادر بزرگت رو میدم!!
صنم هم که برای نجات جون مادربزرگش هرکاری میکنه معامله رو قبول میکنه و با آهیل ازدواج میکنه ولی آهیل از سوی تنویر میفهمه که صنم به خاطر پول با او ازدواج کرده و این بار بدجوری از صنم متنفر میشه چون فکر میکنه اون هم مثل بقیه دخترا حریص و طمعکاره!!
آهیل صنم رو از اتاق بیرون میکنه و میگه این ازدواج فقط ظاهریه!!صنم و آهیل جدا از هم میخوابند و در بیرون ادای زن و شوهر رو درمیارن ولی خبر ندارن که یک نفر داره اموالشون رو داره از دستشو درمیاره!!
همه چیز خوب و معمولی پیش میره و صنم و آهیل ادای زن و شوهر رو درمیارن تا این که یه روز صنم متوجه میشود پشت یه نقاشی بزرگ روی دیوار یه در قدیمی وجود و به کمک ریحان در رو باز میکنه و میبینه که یه اتاق متروکه و تاریک که تار عنکبوت بسته است!!صنم خبر نداره که توی همین اتاق پدر و مادرش دست توی دست هم از دنیا رفتن!!
.
.
.
یه نکته بگم خواهر دوقلوی صنم که اسمش سحره نمیمیره و زنده میمونه و فکر کنم شخصیتش خیلی باحال تر از خواهرش صنم و مادرش زیا باشه
آخه این تریلر رو نگاه کنین تریلر کوتاهیه از فصل2سریال اون دختری که شبیه زیائه و یکم ناراحت به نظر میاد صنمه و اون یکی دختر که قسمت هایی از پوستش سوختن و یه دفعه ماسک صورتشو برمیداره و قیافه خیلی باحالی میگیره سحر
فکر کنم سحر کسیه که انتقام پدر و مادرشو میگیره
تریلر فصل2
[http://www.aparat.com/v/jKOJ5]


خب اینم از خلاصش البته همچین زیادم مطمئن نیستم چون توی سایت بود
همش رو خودم ترجمه کردم پس نظر ندین نامردین!!



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: صنم ، قبول میکنم ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 مهر 1393 12:29 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30